
توسل در لغت: به معنای تقرب جستن به چیزی به وسیله و واسطهء چیزی دیگر.
در اصطلاح: عبارت است از تقرب به درگاه الله متعال با انجام طاعات و ترک منکرات.
همچنین راغب اصفهانی در مفردات قرآن می گوید: حقیقت توسل به درگاه پروردگار متعال عبارت است از: پیمودن راه او با علم و عبادت و جستجوی مکارم شریعت.
مشروعیت توسل:
مشروعیت توسل به قرآن ، و سنت ثابت است.
دلایل مشروعیت توسل از قران :
- ﴿ يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ ٱتَّقُواْ ٱللَّهَ وَٱبۡتَغُوٓاْ إِلَيۡهِ ٱلۡوَسِيلَةَ وَجَٰهِدُواْ فِي سَبِيلِهِۦ لَعَلَّكُمۡ تُفۡلِحُونَ﴾
ای کسانیکه ایمان آوردهاید! از خدا بترسید، و به سوی او تقرب جویید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید.(۳۵) مائده
- ﴿أُوْلَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ يَدۡعُونَ يَبۡتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ ٱلۡوَسِيلَةَ أَيُّهُمۡ أَقۡرَبُ وَيَرۡجُونَ رَحۡمَتَهُۥ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُۥٓۚ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحۡذُورٗا﴾
کسانی را که (کافران) آنان را میخوانند، خودشان به سوی پروردگارشان وسیلۀ (تقرب) میجویند، که کدام یک از آنها نزدیکترند، و به رحمت او امیدوارند و از عذابش میترسند، بیگمان عذاب پروردگارت همواره ترسناک است».(۵۷) اسراء
دليل مشروعيت از سنت:
از عبدالله بن عمر رضی الله عنهما روایت است که می گوید: از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که فرمودند: «انْطَلَقَ ثَلَاثَةُ نَفَرٍ مِمَّنْ كَانَ قَبْلَكُمْ حَتَّى آوَاهُمُ الْمَبِيتَ إِلَى غَارٍ فَدَخَلُوهُ، فَانْحَدَرَتْ صَخْرَةٌ مِنْ الْجَبَلِ فَسَدَّتْ عَلَيْهِمْ الْغَارَ، فَقَالُوا: إِنَّهُ لَا يُنْجِيكُمْ مِنْ هَذِهِ الصَّخْرَةِ إِلَّا أَنْ تَدْعُوا اللَّهَ بِصَالِحِ أَعْمَالِكُمْ. فَقَالَ رَجُلٌ مِنْهُمْ: اللَّهُمَّ كَانَ لِي أَبَوَانِ شَيْخَانِ كَبِيرَانِ، وَكُنْتُ لَا أَغْبِقُ قَبْلَهُمَا أَهْلًا، وَلَا مَالًا فَنَأَى بِي طَلَبِ الشجر يَوْمًا فَلَمْ أُرِحْ عَلَيْهِمَا حَتَّى نَامَا، فَحَلَبْتُ لَهُمَا غَبُوقَهُمَا فَوَجَدْتُهُمَا نَائِمَيْنِ، فكَرِهْتُ أَنْ أَوقَظَهُما وأَنْ أَغْبِقَ قَبْلَهُمَا أَهْلًا أَوْ مَالًا، فَلَبِثْتُ – وَالْقَدَحُ عَلَى يَدَيَّ – أَنْتَظِرُ اسْتِيقَاظَهُمَا حَتَّى بَرِقَ الْفَجْرُ والصِّبْيَةُ يَتَضَاغَوْن عِندَ قَدَمي، فَاسْتَيْقَظَا فَشَرِبَا غَبُوقَهُمَا، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتُ فَعَلْتُ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ وَجْهِكَ فَفَرِّجْ عَنَّا مَا نَحْنُ فِيهِ مِنْ هَذِهِ الصَّخْرَةِ، فَانْفَرَجَتْ شَيْئًا لَا يَسْتَطِيعُونَ الْخُرُوجَ منه. قَالَ الْآخَرُ: اللَّهُمَّ كَانَتْ لِي ابنة عَمٍّ، كَانَتْ أَحَبَّ النَّاسِ إِلَيَّ – وفي رواية: كُنْتُ أُحِبُّهَا كَأَشد مَا يُحبُّ الرِّجَالُ النِّسَاء – فَأَرَدْتُهَا عَلی نَفْسِهَا فَامْتَنَعَتْ مِنِّي حَتَّى أَلَمَّتْ بِهَا سَنَةٌ مِنْ السِّنِينَ فَجَاءَتْنِي فَأَعْطَيْتُهَا عِشْرِينَ وَمِائَةَ دِينَارٍ عَلَى أَنْ تُخَلِّيَ بَيْنِي وَبَيْنَ نَفْسِهَا فَفَعَلَتْ، حَتَّى إِذَا قَدَرْتُ عَلَيْهَا – وفي رواية: فَلَمَّا قَعَدْتُ بَيْنَ رِجْليْهَا – قَالَتْ: اتَّقِ اللهَ ولاَ تَفُضَّ الخَاتَمَ إِلَّا بِحَقِّهِ، فَانْصَرَفْتُ عَنْهَا وَهِيَ أَحَبُّ النَّاسِ إِلَيَّ وَتَرَكْتُ الذَّهَبَ الَّذِي أَعْطَيْتُهَا، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتُ فَعَلْتُ ابْتِغَاءَ وَجْهِكَ فَافْرُجْ عَنَّا مَا نَحْنُ فِيهِ، فَانْفَرَجَتْ الصَّخْرَةُ، غَيْرَ أَنَّهُمْ لَا يَسْتَطِيعُونَ الْخُرُوجَ مِنْهَا. وَقَالَ الثَّالِثُ: اللَّهُمَّ اسْتَأْجَرْتُ أُجَرَاءَ فَأَعْطَيْتُهُمْ أَجْرَهُمْ غَيْرَ رَجُلٍ وَاحِدٍ تَرَكَ الَّذِي لَهُ وَذَهَبَ، فَثَمَّرْتُ أَجْرَهُ حَتَّى كَثُرَتْ مِنْهُ الْأَمْوَالُ، فَجَاءَنِي بَعْدَ حِينٍ، فَقَالَ: يَا عَبْدَ اللَّهِ، أَدِّ إِلَيَّ أَجْرِي، فَقُلْتُ: كُلُّ مَا تَرَى مِنْ أَجْرِكَ: مِنْ الْإِبِلِ وَالْبَقَرِ وَالْغَنَمِ وَالرَّقِيقِ، فَقَالَ: يَا عَبْدَ اللَّهِ، لَا تَسْتَهْزِئُ بِي! فَقُلْتُ: لَا أَسْتَهْزِئُ بِكَ، فَأَخَذَهُ كُلَّهُ فَاسْتَاقَهُ فَلَمْ يَتْرُكْ مِنْهُ شَيْئًا، اللَّهُمَّ إِنْ كُنْتُ فَعَلْتُ ذَلِكَ ابْتِغَاءَ وَجْهِكَ فَافْرُجْ عَنَّا مَا نَحْنُ فِيهِ، فَانْفَرَجَتْ الصَّخْرَةُ فَخَرَجُوا يَمْشُونَ»: «سه نفر از امت های گذشته در سفری با هم بودند تا اينکه شب فرا رسيد و برای بيتوته (سپری کردن شب) به غاری پناه بردند و وارد غار شدند. ناگهان سنگ بزرگی از كوه سرازير شد و دهانه ی غار را به روی شان بست. پس به يکديگر گفتند: از اين سنگ نجات نمی يابيم، مگر اينكه با توسل به اعمال نيک خود، الله را بخوانيم (و درخواست نجات کنيم). يكی از آنان (دعا كرد و) گفت: پروردگارا، پدر و مادرِ سال خورده ای داشتم و عادتم بر اين بود که پيش از غذا دادن به اهل و خانواده ام، به پدر و مادرم غذا می دادم. روزی در جستجوی چراگاه (برای چراندن گوسفندانم)، دير به خانه برگشتم و وقتی نزد پدر و مادرم بازگشتم، آن دو خوابيده بودند. برای شان شير دوشيدم و چون هنوز خوابيده بودند، نپسنديدم که بيدارشان کنم يا خودم و زن و فرزندان و خدمت کارانم، پيش از آنها شير بنوشيم. بنابراین ظرف شير را به دست گرفتم و درحالی که بچه ها، از گرسنگی کنار پاهایم بی قراری می کردند، منتظر ماندم تا پدر و مادرم بيدار شوند تا اينکه سپيده ی صبح سر زد و آنها بيدار شدند و شيرشان را نوشيدند. پروردگارا، اگر اين عمل را به خاطر خشنودی تو انجام داده ام، ما را از اين مصيبت كه گرفتارش شده ايم، نجات بده. آنگاه سنگ اندكی تكان خورد؛ اما نه به اندازه ای كه بتوانند از غار بيرون بروند. ديگری گفت: پروردگارا، من دخترعمويی داشتم كه محبوب ترين مردم نزد من بود – و در روايتی: به شدتِ وضعيتی که مردان، شيفته ی زنان می شوند، دل باخته اش شده بودم.- باری از او درخواست کامجویی کردم؛ ولی او قبول نکرد تا اينکه در يكی از سال ها نياز پيدا كرد و نزدم آمد. گفتم: اگر خود را در اختيارم قرار دهی، يک صد و بيست دينار به تو خواهم داد. او به ناچار پذيرفت. وقتی بر او دست يافتم – و در روايتی: وقتی ميان پاهايش نشستم – به من گفت: از خدا بترس و بکارت را جز از راه حلال آن که ازدواج است، زایل نکن. پس من از انجام آن عمل منصرف شدم و آن مبلغ را به او بخشيدم و درحالی از او جدا شدم كه محبوب ترين مردم نزد من بود. پروردگارا، اگر اين كار من به خاطر خشنودی تو بوده، از اين بلا که گرفتارش هستيم، نجات مان ده. آنگاه سنگ اندكی از جايش تكان خورد؛ ولی نه به اندازه ای كه بتوانند از غار بيرون بروند. سومی گفت: پروردگارا، چند كارگر را به كاری گماشتم و مزدشان را پرداخت نمودم؛ مگر يک نفر كه بدون دريافت مزد، رفته بود. من مزد او را به كار انداختم تا اينكه ثروت زيادی به دست آمد. پس از مدتی آن كارگر نزدم آمد و گفت: ای بنده ی خدا، مزدم را بده. گفتم: آنچه از گاو، گوسفند، شتر و برده می بينی، از آنِ تو هستند. گفت: ای بنده ی خدا، مرا مسخره نكن! گفتم: تو را مسخره نمی كنم. سرانجام، او تمام آنها را گرفت و با خود برد و چيزی نگذاشت. پروردگارا، اگر اين كار را به خاطر رضای تو انجام دادم، ما را از اين گرفتاری نجات ده. آنگاه سنگ از دهانه ی غار كنار رفت و آنها بيرون آمدند و به راه شان ادامه دادند». [صحیح است] [متفق علیه]
انواع توسل:
پس از مراجعه به قرآن و سنت و بررسی آراء و نظریات پیشوایان و علمای برجستهء اسلام می توان توسل را به دو نوع عمده و اساسی تقسیم و خلاصه نمود:
- توسل مشروع.
- توسل غیر مشروع.
تعریف توسل مشروع:
عبارت از توسل به اموری است که برای مشروعیت و جواز آن، در کتاب الله متعال و سنت رسول الله ﷺ دلیل وجود داشته باشد، مانند :
- توسل به درگاه الهی با اسماء و صفات او: چنانچه پروردگار خود امر فرموده : وَلِلَّهِ ٱلۡأَسۡمَآءُ ٱلۡحُسۡنَىٰ فَٱدۡعُوهُ بِهَاۖ وَذَرُواْ ٱلَّذِينَ يُلۡحِدُونَ فِيٓ أَسۡمَـٰٓئِهِۦۚ سَيُجۡزَوۡنَ مَا كَانُواْ يَعۡمَلُونَ
و برای خدا، نامهای نیک است، پس به آن (نامها) او را بخوانید، و کسانی را که در نامهایش تحریف (و کجروی) میکنند، رها کنید، بزودی آنها کیفر آنچه را میکردند، داده خواهند شد.(۱۸۰) اعراف.
- توسل به اعمال صالحه خویش: دلیل آن روایتی است که در مشروعیت توسل گذشت.
فوائد توسل مشروع:
- نشانه و دلیل قوت ایمان است.
- دلیل گمان نیک به الله متعال است.
- دلیل احتیاج و نیاز بنده به الله متعال است.
- اظهار نمودن عجز به الله متعال است.
- سبب نصرت و کامیابی می باشد.
تعریف توسل غیر مشروع:
عبارت از توسل به چیز های است، که در کتاب الله و سنت رسول الله ﷺ اصل و دلیلی برایش وجود نداشته باشد، مانند:
توسل به ذوات انبیاء ، اولیاء، صالحان، یا توسل به جایگاه یا مقام ایشان.
انواع توسل غیر مشروع:
توسل غیر مشروع دو نوع است:
- توسل شرکی: عبارت از وسیله ساختن شخصی دیگري با الله متعال است
مثلاً: استغاثه به غیر الله و عبادت غیر الله.
حکم آن: اگر فرد متوسل ( توسل کننده ) جاهل باشد معذور پنداشته می شود و این کار او باعث کفراش نمی شود اما اگر دانا و عالم باشد سبب کفراش میشود، به دلیل:﴿ أَلَا لِلَّهِ ٱلدِّينُ ٱلۡخَالِصُۚ وَٱلَّذِينَ ٱتَّخَذُواْ مِن دُونِهِۦٓ أَوۡلِيَآءَ مَا نَعۡبُدُهُمۡ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَآ إِلَى ٱللَّهِ زُلۡفَىٰٓ إِنَّ ٱللَّهَ يَحۡكُمُ بَيۡنَهُمۡ فِي مَا هُمۡ فِيهِ يَخۡتَلِفُونَۗ إِنَّ ٱللَّهَ لَا يَهۡدِي مَنۡ هُوَ كَٰذِبٞ كَفَّارٞ﴾ ترجمه: آگاه باشید که دین خالص از آن الله است، و کسانیکه به جای او معبودان (و اولیای) گرفتند ( و گفتند ) اینها را نمیپرستیم جز برای اینکه ما را به الله نزدیک کنند بیگمان الله (روز قیامت) میان آنها در آنچه اختلاف داشتند، داوری میکند، الله آن کسی را که دروغگوی ناسپاس است، هدایت نمیکند. (۳) زمر
- توسل بدعی: عبارت از توسلی است که برای انجام آن هیچ دلیلی از کتاب الله متعال و سنت رسول الله ﷺ و سلف صالح منقول نباشد، مانند:
توسل به حرمت ، حق و یا هم وجاهت فلان.
حکم آن: جائز نمی باشد وحرام وبدعت شمرده می شود.
در اخیر یک قاعده و اصل کلی را در مورد توسل ذکر مینماییم که علما میگویند:« الاصل فی التوسل التوقيف على الدليل الشرعي الصحيح الصريح».
اصل در توسل توقف بوده، تا اينكه دليل شرعي صحيح صريح ( آشکار ) وارد شود، یعنی تا اینکه دلیل بالای جواز آن از کتاب وسنت نقل نشده باشد، انجام دادن آن مشروع نمی باشد.
منابع:
- شرح کتاب التوحید، تألیف محمد بن عبد الوهاب.
- کتاب جهان بینی اسلامی، تألیف استادان پوهنتون کابل.
- العقیدة الاسلامية سوال و جواب، تأليف راشد سعد العليمي.